معماری
خانه » اقتصاد و تجارت » اشتغال و توسعه صنعتی

اشتغال و توسعه صنعتی

وقتی اشتغال به عنوان یک مسئله مطرح می شود، بدون شک این نتیجه را به همراه دارد که کشور از جهت منابع انسانی به صورت بالقوه و حداقل از حیث کمیت با مشکل مواجه نیست، لذا اگر ترتیباتی فراهم آید تا طرح ها و برنامه هایی در مسیر توسعه اقتصادی کشور به اجرا در آید خود به خود مسئله اشتغال تا حد زیادی تخفیف خواهد یافت.

در پی جدی شدن بحث توسعه در کشورهای مختلف، تعاریف و تعابیر گوناگونی برای آن نقل شده است که بعضی از آنها قابل تأمل بوده و می تواند راهگشا باشد. به طور نمونه این که توسعه مساوی افزایش سریع تولید ملی است و با توسعه عبارت از بهینه سازی در استفاده از نیروهای بالقوه هادی و انسانی یک جامعه می باشد را می توان ذکر کرد.

بدین ترتیب و با عنایت به شرایطی که در برخی از کشورها و از جمله در کشورها حاکم است پرداختن به صنعت و قبول این که توسعه صنعتی موتور محرک برای توسعه اقتصادی است محل مناقشه قرار نمی گیرد.
به طور قطع در شرایط امروز پرداختن به صنعت و حرکت در جهت نوسازی و توسعه صنعت می تواند بستری برای توسعه همه جانبه فراهم آورد که در نهایت مشکل اشتغال به عنوان بخشی از موانع توسعه در آن قابل حل خواهد بود.

طرح این موضوع و پرداختن به صنعت و توسعه نباید این ذهنیت را تقویت کند که هدف ورود بیشتر دولت به عرصه اقتصاد و رواج یافتن رانت و غیر آن می باشد به عکس آنچه مطمح نظر قرار دارد، اصل حرکت توسعه ای است که جایگاه و نقش دولت در آن به شکل قابل قبول می تواند تبیین شده و عملی گردد. آنچه درسال های اخیر در رفتار و عملکرد برخی از مدیران نهادهای صنعتی وابسته به دولت می توان مشاهده کرد اجرای طرح های متنوعی است که هدف اصلی آن عمدتاً اقتصادی کردن وسودآور نمودن مؤسسات مربوط به آنها بوده است.

نمونه هایی از این گونه اقدامات در صنایع بزرگ نیز قابل پی گیری است که از آن جمله تقسیم سازمان ها به شرکت ها و واحدهای کوچکتر و تسهیل مبادله و داد و ستد میان این شرکت ها، ایجاد واحدها و تشکل های خودگردان، تشویق به ایجاد مؤسسات خصوصی و نیمه خصوصی با مشارکت مدیران را می توان نام برد. به نظر می رسد این حرکات در نهایت نوعی تقسیم امکانات موجود بوده و توسعه را در شکل کلان که رسالت دولت می تواند باشد هدف قرار نداده است.

این امور و این گونه اقدامات اگر هر نتیجه ای داده باشد لااقل برخی از وظایف دولت همچون توسعه صنعتی و اشتغال مولد را که از طریق ایجاد مراکز صنعتی بزرگ میسر می شود به طور بارز محقق نساخته است.
واقع آن است که صنایع و سازمان های بزرگ صنعتی دستاوردهایی دارند که مهمترین آنها ایجاد محیط و فضای صنعتی تربیت نیروهای متخصص و کارآزموده، تربیت مدیران برجسته صنعتی ایجاد محیط مساعد نوآوری و خلاقیت، کارآفرینی، تسهیل رابطه دانشگاه و صنعت، زمینه سازی برای ایجاد طیف گسترده ای از صنایع کوچک و متوسط خصوصی و در نهایت جهت دهی صنعت در کشور است. از بعد دیگر و در مورد فارغ التحصیلان دانشگاه ها و مراکز آموزش عالی، مشکل صرفاً کار و اشتغال نیست.

بلکه بحث بر سر فضای واسطه برای انتقال از محیط آموزشی به محیطی است که به واقع کار آنها بازده مشخص اقتصادی داشته باشد. اگر شرایط لااقل برای حضور اولیه آنها در محیط کار فراهم شود به طوری که جهت شغلی پیدا کند و برای ایفای وظیفه، اعتماد به نفس بیابند، خود به خود به عنوان عناصری کارآمد در بخش های وسیع بازار کار جذب می شوند و خود نیز ایجاد کننده و توسعه دهنده مشاغل برای سایرین خواهند بود. اگر قرار است کار تولید شود، به کارآفرین نیاز است و کارآفرین در دنیای امروز قطعاً از میان قشر تحصیلکرده و مدیران اندیشمند و با تجربه ظهور می کند. پس باید شرایطی برای آزمون و خطا فراهم آوریم.
حال اگر کشور می خواهد چنین مکان و امکانی را فراهم کند چگونه و در چه میدانی باید این اتفاق عملی گردد.

صنایع مادر و صنایع بزرگ کشور چه آنهایی که وجود دارند و چه طرح هایی که در آینده اجرا می شود می بایست میدان حضور نیروهای تحصیلکرده شوند، اینان با پریدن از این سکوها هم جمع بزرگی از مدیران برای اداره مؤسسات کشور را فراهم می سازند و هم این افراد مجرب و کارآزموده در صورت خروج از این صنایع و سازمان ها، خود ایجادکننده و یا توسعه دهنده دیگر مؤسسات کوچک و بزرگ شوند.

 

نگارنده: رقیه راستکار مهربانی

منبع : روزنامه کیهان

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

قالب وردپرس